روز هشتم همایش راهبری علی بابا در کرمانشاه، روز آخر آن هست. نمی‌دانم چرا؛ اما از همان روز اول انتظار این روز را کشیده‌ام. حس می‌کنم که فقط خودم این‌طوری بوده‌ام و بقیه با طیب‌خاطر در دوره حضور پیدا کرده‌اند. از نظر ساعت شروع، امروز هم مو لای درز کار برگزارکنندگان نمی‌رود. همه‌چیز دقیق و سر ساعت شروع می‌شود. اما یک چیز طبیعی نیست؛ سالن خلوت است و خلوت هم... ادامه مطلب »

روز هفتم همایش راهبری علی بابا با یک اعتراف دسته‌جمعی دیگر آغاز می‌شود. منظورم همان کاری است که عده‌ی زیادی پای میکروفون می‌آیند و زندگی شخصی‌شان را برای دیگران تعریف می‌کنند. موضوع صحبت‌ها آینده خلق شده و آینده نشات گرفته از گذشته است. حرف‌های مثبت و جذاب زیادی از طرف داوطلب‌ها مطرح می‌شود که از بیان آنها معذورم. بعضی از این حرف‌ها جنبه‌ی فان دارند که خنده‌ی حاضران را در بر... ادامه مطلب »

در روز ششم حضورم در کرمانشاه، چهارمین جلسه‌ی همایش راهبری علی بابا برگزار می‌شود. ۲ روز را به دلیل تاسوعا و عاشورا تعطیل بوده‌ایم و حالا با انرژی می‌خواهیم در ادامه‌ی همایش شرکت کنیم. پس به جای مسائل واضحی مثل صبحانه که نکته‌ی مهمی برای مطرح کردن ندارند، یک‌راست سراغ اصل موضوع می‌روم. مطابق روزهای دیگر، همایش راس ساعت ۹ صبح شروع می‌شود. عده‌ی زیادی دیر می‌آیند و مجید در... ادامه مطلب »

هنوز در کرمانشاه هستیم و داریم روز دوم تعطیلی بین دوره را سپری می‌کنیم. امروز روز عاشورا است و از همه جا صدای گوش‌خراش طبل و شیپور و این چیزها به گوش می‌رسد. متاسفانه نمی‌توان برای تفریح جایی رفت و مجبور هستم از بیکاری لذت ببرم. همین می‌‌شود که بعد از تمرین گروهی اول صبح، کمی به موضوع خوب و بد و چیستی و چرایی وجود آنها فکر می‌کنم. این... ادامه مطلب »

روز چهارم اقامت من در کرمانشاه با تاسوعا هم‌زمان شد. همایش راهبری علی بابا در ۲ روز تاسوعا و عاشورا برگزار نمی‌شود و قرار است در این ۲ روز، کمی با هم‌گروهی‌ها تمرین کنیم. این کار در یک بازه‌ی ۲ساعته‌ی قبل از ظهر انجام می‌شود و باقی روز برای خودمان است. من به استفاده از این زمان برای تفریح در شهر فکر می‌کنم و در کنار آن، یکی از بنیادی‌ترین... ادامه مطلب »

روز سوم از نظر ساعت بیدار شدن و صرف صبحانه، فرقی با روزهای دیگر ندارد. حتی کمتر از روزهای قبل خوابیده‌ام و می‌توانم بگویم که مجموعا ۵ ساعت خواب مفید داشته‌ام. صبحانه‌ی مختصری را می‌خوریم و برای روز سوم همایش راهبری علی بابا آماده می‌شویم. طبق معمول هر روز، راس ساعت ۹ همایش شروع می‌شود. مجید شروع می‌کند. ابتدا چند نفری برای به اشتراک‌گذاری می‌آیند و متاسفانه یادم نیست که... ادامه مطلب »

روز دوم همایش راهبری را به سختی شروع می‌کنم. دیشب تا دیرموقع بیدار مانده‌ام و کمتر از ۶ ساعت خوابیدن، خستگی دیروز را از تن‌ام در نکرده است. ساعت ۷:۳۰ صبح بیدار می‌شوم و بعد از خوردن صبحانه، خودم را راس ساعت ۹ صبح به محل همایش می‌رسانم. باز هم کنترل اوضاع در دست مجید است و او دارد همایشی را که مال خودش است، اداره می‌کند. اسلایدها به قوت... ادامه مطلب »

قرار است روز اول همایش راهبری در کرمانشاه، راس ساعت ۹ صبح شروع شود. به همین دلیل باید زود از خواب بیدار شوم تا به صبحانه برسم. بعد از خستگی ناشی از روز قبل، ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح به زحمت بیدار می‌شوم و سریع خودم را رستوران هتل می‌رسانم. دیدن ۲ رفیق قدیمی دیجی‌کالایی و اکبر هاشمی از هفته‌نامه شنبه باعث می‌شود تا روز خوبی برایم شروع شود. یک صبحانه... ادامه مطلب »

در تاریخ ۱۴ شهریور ماه سال ۱۳۹۸ برای شرکت در همایش راهبری علی بابا راهی کرمانشاه شدم. این همایش مثل همایش‌های سازمانی رایج نیست و در آن سعی می‌کنند روی تحول فردی و راهبر کردن افراد کارمند در شرکت، تمرکز داشته باشند. البته تنها کارمندان علی بابا نیستند که امتیاز شرکت در این همایش را دارند. این را می‌توانی از چهره‌های افرادی که در این دوره‌ی فشرده ثبت‌نام کرده‌اند هم... ادامه مطلب »

هر کسی در هر کاری یک الگو دارد. مثلا یکی می‌خواهد در آهنگسازی به کارن همایونفر اقتدا کند و دیگری از سبک بازیگری ال پاچینو تقلید می‌کند. من در فیلم‌سازی مستند، سبک و سیاق جانی هریس (Johnny Harris) را خیلی می‌پسندم. آدم خیلی معروفی هم نیست و خودش هم به این موضوع اعتراف می‌کند. قرار هم نبوده آدم معروفی بشود تا اینکه خودش سماجت به خرج داده و بعدش کار... ادامه مطلب »