تفاوت بین خروجی (Output) و نتیجه (Outcome) در چیست؟

خروجی یا نتیجه با اشاره به یک ویولونیست خیابانی

یک لحظه به عنوانی که خواندید فکر کنید و ببینید به چه نتیجه‌ای می‌رسید؟ ظاهرا خیلی شبیه به هم هستند و معنی یکسانی می‌دهند. ولی بین‌شان فرق هست و این فرق، واقعا زیاد است. کلمه Output به معنی خروجی است و به تمام کارهایی اطلاق می‌شود که ما از خودمان به جا می‌گذاریم. ولی Outcome به معنی ثمره یا نتیجه‌ی کار است؛ یعنی آن چیزی که در نتیجه‌ی عمل ما حاصل می‌شود. حس می‌کنم که داریم به‌شکل کاملا تئوریک صحبت می‌کنیم. بیایید با مثال برای خودمان روشن کنیم که چه تفاوت‌هایی بین خروجی و نتیجه کارها وجود دارد.

من در حوزه‌ی مارکتینگ دیجیتال فعالیت می‌کنم و با کارهای رایج در این حیطه‌ی شغلی خیلی سروکار دارم. ما معمولا به صورت پیوسته در حال تولید خروجی هستیم و می‌خواهیم بهترین و بیشترین کار را برای تاثیرگذاری روی مخاطب‌مان انجام دهیم. ما معمولا پس از انجام دادن پروژه‌ها فکر می‌کنیم که کار خیلی بزرگی را به سرانجام رسانده‌ایم و باید منتظر خبرهای خوشحال‌کننده‌ای باشیم. ولی آیا هدف از مارکتینگ صرفا این است که بیشترین حرف را بزنیم؟ نه، هدف از مارکتینگ این است که بیشترین تاثیر را بگذاریم و بهترین نتیجه را حاصل کنیم.

معمولا عملکرد تیم‌های مارکتینگ را بر اساس خروجی می‌سنجند و کمتر به سنجه‌های ارزشمند نتیجه‌محور توجه می‌کنند.

منظور از نتیجه در مارکتینگ این است که مردم را به سمت خرید یک محصول / خدمت هدایت کنیم یا بتوانیم طرز تفکر آن‌ها را به یک سمت و سوی مشخص سوق بدهیم. این اتفاق خیلی کم رخ می‌دهد و دلیل عدم موفقیت اکثر تیم‌های بازاریابی در همین نقطه‌ی تمرکزی اشتباه نهفته است. معمولا عملکرد تیم‌های مارکتینگ را بر اساس خروجی می‌سنجند و کمتر به سنجه‌های ارزشمند نتیجه‌محور توجه می‌کنند.

حتی زمانی که می‌خواهند کسی را اخراج کنند، این جمله را به‌عنوان دلیل تکرار می‌کنند که «فلانی اصلا خروجی نداشت». لطفا تصور نکنید که صرفا کلمه‌ی اشتباهی را برای بیان منظورشان انتخاب می‌کنند؛ به تجربه به من ثابت شده که واقعا منظورشان همان لیترالی خروجی است. این خروجی نداشتن خیلی جمله‌ی کلیدی‌ای است و زیاد آن را می‌شنویم. ولی همه‌مان می‌دانیم که نتیجه چندین برابر مهم‌تر از خروجی است. اصلا همین تاکید بیش‌ازحد روی خروجی و عدم توجه به نتیجه است که باعث شده تا کار به جایی برسد که آژانس‌های تبلیغاتی به کسی جواب پس ندهند.

رسیدن به کیفیت زمان‌بر است و کار و انرژی بیشتری را از سمت ما می‌طلبد.

منظورم را متوجه شده‌اید؟ حرف من این است که کار درست و منطقی، خواه‌ناخواه تاثیرش را در جهان خواهد گذاشت و نتایج مثبتی را حاصل خواهد کرد؛ ولو این‌که در کوتاه‌مدت خروجی مناسبی ارائه نداده باشد. بیایید از تمرکز بی‌دلیل روی حجم خروجی دست برداریم و کیفیت را اولویت اول‌مان قرار دهیم. رسیدن به کیفیت زمان‌بر است و کار و انرژی بیشتری را از سمت ما می‌طلبد؛ اما همین نوع از کار کردن است که منجر به رضایت شغلی می‌شود و فرد را به آینده امیدوار نگه می‌دارد.

باکی هم از سختی‌های مسیر نیست.

منبع عکس کاور این پست، سایت Unsplash است.

نظرتان را بگویید

avatar