دوست دارم صحبت کردن با یک غریبه را یاد بگیرم

صحبت کردن با یک غریبه

این روزها فکرم به‌شدت درگیر یک مساله‌ی ساده است. این‌که اگر کسی را در خیابان ببینم و دل‌ام بخواهد با او صحبت کنم، آیا می‌توانم چنین کاری را انجام بدهم؟ آیا چنین کاری ذاتا درست است؟ و این‌که آیا دیگران نسبت به این موضوع واکنش مثبت نشان می‌دهند؟

اگر بگویم که همیشه چنین آرزویی داشته‌ام، به وضوح دروغ گفته‌ام. این خواسته در همین چند وقت اخیر در من ظهور پیدا کرده و آن را به نوعی به عنوان یک چالش برای خودم پذیرفته‌ام. این‌که در پارک پیش یک آقا یا خانم کاملا غریبه بنشینم و خیلی بی‌مقدمه سرصحبت را باز کنم. شروع صحبت با یک غریبه و پیدا کردن زمینه‌ی مشترک، خیلی کار دشواری است؛ اما زمانی که استارت بخورد، اغلب به نتایج جذابی منتهی می‌شود. اصلا خدا را چه دیدی؟ شاید توانستی از این راه برای شبکه‌سازی استفاده کنی؟ هیچ‌چیزی محال نیست.

یک وقت‌هایی هست که با خودت فکر می‌کنی اگر دست نجنبانم و با این آدم خاص حرف نزنم، ممکن است یک عمر حسرت این لحظه را بخورم.

داشتم می‌گفتم. برایم فرقی نمی‌کند که در صحبت کردن با یک غریبه در نقش فاعل هستم یا مفعول. نخندید! اگر می‌خندید، یادتان باشد که فکرتان خیلی مسموم است. منظورم از فاعل بودن، این است که خودم پا پیش بگذارم و سر صحبت را با یک غریبه باز کنم. به‌طبع جایگاه مفعولی هم آن حالتی است که کسی بی‌مقدمه سراغ‌ام بیاید و بخواهد چنین بلایی به سر من بیاورد.

شاید این‌طور به نظر بیاید که به هرحال یک طرف قضیه در این داستان، موش آزمایشگاهی می‌شود. ولی باز هم من این‌طور فکر نمی‌کنم. یک وقت‌هایی هست که با خودت فکر می‌کنی اگر دست نجنبانم و با این آدم خاص حرف نزنم، ممکن است یک عمر حسرت این لحظه را بخورم. لزوما منظورم درباره‌ی رابطه‌ی دختر و پسری نیست که البته آن هم می‌تواند در جایگاه خودش مطرح باشد. ولی من دارم درباره‌ی یک موقعیت خاص حرف می‌زنم که فرد مقابل خیلی برایت ارزشمند است و خیلی تمایل داری تا با او معاشرت داشته باشی.

دو دختر غریبه در حال صحبت کردن با یکدیگر در کنار ساحل
اغلب این صحبت‌های یکهویی به نتایج جالبی منجر می‌شوند.

یک وقت‌هایی هم احساس می‌کنم که کسی نیاز به یک هم‌سخن دارد و اگر الان حرف نزند، غم‌باد می‌گیرد و از غصه می‌ترکد. از این موارد خیلی زیاد دیده‌ام و تنها از روی حس غریزی، این تصور را داشته‌ام که این آدم الان باید با یکی حرف بزند. باکی نیست از این‌که آن آدم، خودم باشم.

حرف زدن خیلی قدرتمند است و می‌تواند تاثیر زیادی روی آدم‌ها بگذارد. هر آدمی برای خودش یک داستان دارد و آدم‌های دیگر خیلی دوست دارند که داستان‌های بیشتری را بشنوند. به نظرم هر آدمی می‌تواند از داستان خودش برای صحبت کردن با یک غریبه استفاده کند و کلی رابطه‌ی خوب و دوستانه برای خودش بسازد. من دارم در این زمینه تجربه می‌کنم و هنوز اول راه هستم.

منبع عکس کاور این پست، سایت Unsplash است.

۰ ۰ رای
امتیاز کلی این نوشته
guest
0 کامنت
فیدبک اینلاین
دیدن تمام کامنت‌ها